جنگ
آغاز رقص تنت بود
یک ارتش
خیره به چشمانت اسیر شد
و در لغایت انتهای دست هایت
همه ی سرزمین ها
روزی به آغوشت مستعمره خواهند شد
اما من کشور گشایی نمی خواستم
من سربازی که به همین
چند وجب آغوشت برسم
همه جهان مال من است