چشمهایت را آسوده ببند. یک نفر در این حوالیست، که هر شب قبل از خواب، رویای دوست داشتنت را سخت در آغوش گرفته است …
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 0:5 توسط امیر
|
چشمهایت را آسوده ببند. یک نفر در این حوالیست، که هر شب قبل از خواب، رویای دوست داشتنت را سخت در آغوش گرفته است …
هرگاه ابری و ستارهای دیدم، هرگاه شعری خواندم و ترانهای شنیدم، آرزو کردم که با من، در کنار من باشی. من برای تمام آنچه هنوز با تو تجربه نکردهام، دلتنگم …
قلبت را،
به من بده
من متولد شدهام
تا،
تو را،
دوست بدارم.
#محمود_درویش