تو همان جان منی، و نشانی قلبت را هرگز از یاد نبردهام. فرسنگها هم که از من دور باشی، هوایت که به سرم بزند، مینشانمت کنار رویاهایم، دستهای خسته و دلواپسم را میگذارم در دستانت، و از دلتنگیهایم برایت میگویم …
+ نوشته شده در یکشنبه دوم مهر ۱۴۰۲ ساعت 0:48 توسط امیر
|