قبل ازينكه بپرى تا ميتونى شك كن دودلى كن دو دو تا چهار تا كن اين پا و اون پا كن دست دست كن استخاره كن مشورت كن بترس اصلا پشيمون شو اما وختى پريدى ديگه پريدى يا پرواز ميكنى يا سقوط كه وقتى كار از كار گذشت جاى هيچ گله و شكايتى نيست خودت كردى كه لعنت بر خودت باد ديگه نميتونى بگى من نميدونستم شباى زمستونش انقدر سرده نميتونى بگى بعضى شبا اصلا جاى خواب ندارم نميتونى بگى غذاى درست و حسابى نميخورم نميتونى بگى پولام داره ته ميكشه نميتونى بگى هيچ مرهمى و مرحمى پشت و پناهم نيست نميتونى بگى جام اونقدرى نا امن هست كه از فرط ترس خواب هم مرا نميبرد نميتونى بگى چشمام از شدت گريه ديگه زيبايى هات رو هم نميبينه نميتونى بگى از دست همه در حال فرارم و هيشكس رو واسه پشتيبانى ندارم نميتونى بگى تو بغلش دارم ذره ذره اب ميشم نميتونى بگى هيچ راه برگشتى نيست نميتونى گله اى كنى نميتونى شكايتى كنى نميتونى پشيمون شى نميتونى خسته شى نميتونى نميتونى نميتونى