تو هم بعضی اتفاقات غیر منتظره را دوست داری؟ وسط یک چهار راه شلوغ، دوستت دارم شنیدن را، دسته گل به مناسبت هیچ چیز را، کلیدی که به جای ساعت هفت، ساعت چهار بچرخد توی قفل را، آغوش‌های ناگهانی را، لبخندهای ناگهانی را، بوسه‌های ناگهانی را …

انقلابی که با رمز یا زهرا شکل گرفت با رمز مهسا امینی از بین نمیره

...

از تو کجا گریزم؟ به قلبی که برای تو می‌تپد، یا عقلی که به تو می‌اندیشد؟ از تو به تو می‌توان گریخت؟ …

تو...

اما تو کوچک نبودی. تو به بلندای آسمان، و به وسعت دریا بودی، و نسیم مطبوع هوا، از برهم زدن پلک‌های تو بود …

میخواستم پیراهنت باشم، با تو باشم، دائما تنت باشم، اما پیچکی سبز و امیدوار شدم، که مگر روزی اتفاقی از کنارم رد شوی، و دلت بخواهد عطرم به مشامت برسد …

و هر کسی

به اندازه‌ی دلتنگی‌ هایش...

درگیرِ شب است..!!

#لیلا_مقربی