هفتاد درصد بدن من را آب تشکیل می دهد، سی درصد اش را تو. کاش بیوفتی در تن من، حل شویم. آرام آرام رنگ مرا، طعم مرا عوض کنی. کاش تو آزادی باشی، آزاد کنی، زنی که دوست دارم باشی، رژ لبت بگیرد به من، به لیوان. قرص جوشان باشی، آرام جلز و ولز کنی در تنم‌. بگذاری به یاد بیاورم‌. من کوچکم، نسبت به چیزی که در ذهنم می‌گذرد. کمم، زورم به میله‌ها، به سرطان، به دعوای در خیابان و به خیلی چیزها نمی‌رسد. فقط می‌توانم خودم کسی را حبس نکنم. بعضی‌ها هفتاد درصد بدن‌شان را آب تشکیل می‌دهد، بقیه را حرف‌های قشنگ‌، حرف‌‌های الکی و حرف‌های خیس و حرف‌های نمور

تنهايي ... تنهايي... تنهايي...
واژه اي كه فرديت ما را در آغوش كشيده و به سينه مي فشارد...
دردهاي ناشي از اين فشار هاي روحي و جسمي،
گاه تمام ما را در بر ميگيرد...هر چه دست و پا مي زنيم رهايي نمي يابيم، مي پنداريم كه شايد راه فراري نباشد اما... رشد وجوديت ما درست در رويارويي با اين موانع آغاز مي شود؛ درست در همان نقطه ي غير قابل تصور ما....همانجايي كه درد از هر سويي در پوست و گوشتمان رخنه كرده است...
از پذيرفتنِ زندگيِ بدونِ ياري از جانبِ افراد، واهمه اي نداشته باشيم، زيرا اين مسير ما را به سوي تعالي خواهد برد

دیوونه کجا داره جز در خونه حسین

بجو باده ی گلگون،🍷 از آن دلبَر موزون..! 😍 :)

مثل آدمی شده‌ام که آتش 🔥 گرفته،
اگر بایستد، می‌سوزد..
اگر بدود، بیشتر می‌سوزد ..

#علیرضا روشن

:)

#ذهن ام درگیره. اما تو بخند :)

می دونی هیچ مرگی لذت بخش تر از مرگ مغزی شدن نیست، زجر میده آدم های دور و برت رو اما، یاد شون میده دل کَنده رو..