خوشا آن عکسی که لایک کننده اش تو باشی

:|

یکی از آقایون می گفت : ما 4 تا دوست صمیمی بودیم . وقتی امتحانات دبیرستان را دادیم ، من و دو تا از دوستام قبول شدیم . اما دوست چهارم رد شد .
من و دوستام که قبول شده بودیم وارد دانشگاه شدیم و تلاش کردیم و فارغ التحصيل شدیم.
و خدا رو شکر پیش اون دوستمون که رد شده بود مشغول به کار شدیم .....
خدا خیرش بده واقعا

بیچاره
نیایی ضرر میکنی ها...
صبح ها با نوازش بیدارت می کنم
صبحانه بوسه با طعم شعر!
تا ظهر دورت می گردم!
نهار بوسه با طعم عشق!
چرت عصر گاهی ات را کنج دنج آغوشم  میزنی و باز...
تا شب دورت می گردم!
شام بوسه با طعم دوستت دارم!
تا صبح هم میتوانم با لبهایم روی تنت شعر بپاشم!
لگد به بخت خودت نزن...
هیچ کس مثل من تو را وسط رویا نمی نشاند!
بلند شو زودتر بیا!
از من گفتن...
دیگر خود دانی